a hard nut to crack
/ə hɑːrd nʌt tə kræk/
مسئله یا آدم سخت و پیچیده
خونسرد و آرام
Very calm, especially in a difficult situation.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
She stayed cool as a cucumber during the interview.
در طول مصاحبه کاملاً خونسرد بود.
The goalkeeper was cool as a cucumber before the penalty.
دروازهبان قبل از پنالتی خونسرد بود.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای تحسین آرامش در فشار.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
cool like a cucumber
cool as a cucumber
این تشبیه با as ساخته میشود.