پرش به محتوای اصلی
کالوکیشنB1· متوسطخنثی

get used to

/ɡet juːst tuː/get YOOST too

به چیزی عادت کردن

تعریف انگلیسی

To become familiar with something new.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. It took a month to get used to the new schedule.

    یک ماه طول کشید تا به برنامهٔ جدید عادت کنم.

  2. You'll get used to the noise eventually.

    بالاخره به سروصدا عادت می‌کنی.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

دربارهٔ تغییر شرایط.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • get used to wake up early

    get used to waking up early

    بعد از get used to فعل ing می‌آید.