پرش به محتوای اصلی
کالوکیشنB1· متوسطخنثی

get permission

/ɡet pərˈmɪʃən/get per-MISH-un

اجازه گرفتن

تعریف انگلیسی

To be officially allowed to do something.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. You need to get permission before filming here.

    قبل از فیلم‌برداری اینجا باید اجازه بگیری.

  2. She got permission to leave early.

    اجازه گرفت زودتر برود.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

در موقعیت‌های رسمی و اداری.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • get a permission to leave early

    get permission to leave early

    permission حرف تعریف a نمی‌گیرد.