get the impression
/ɡet ði ɪmˈpreʃən/
این حس را پیدا کردن
To be officially allowed to do something.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
You need to get permission before filming here.
قبل از فیلمبرداری اینجا باید اجازه بگیری.
She got permission to leave early.
اجازه گرفت زودتر برود.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در موقعیتهای رسمی و اداری.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
get a permission to leave early
get permission to leave early
permission حرف تعریف a نمیگیرد.