a white elephant
/ə waɪt ˈeləfənt/
چیز گران و بیفایده
سرش خیلی شلوغ؛ مثل مورچه پرکار
Very busy and active.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
She's been as busy as a bee preparing for the wedding.
برای آمادهسازی عروسی سرش حسابی شلوغ بوده.
The kids were busy as bees decorating the room.
بچهها مشغول تزیین اتاق بودند و لحظهای بیکار نمیماندند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای توصیف مشغولیت پرانرژی و مثبت.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
as busy as bee
as busy as a bee
پیش از bee به a نیاز است.