پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

blow a fuse

/bloʊ ə fjuːz/BLOH uh FYOOZ

منفجر شدن از عصبانیت

تعریف انگلیسی

To become extremely angry suddenly.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Dad blew a fuse when he saw the dent in the car.

    بابا وقتی قُر ماشین را دید منفجر شد.

  2. Try not to blow a fuse over small things.

    سعی کن سر چیزهای کوچک عصبانی نشوی.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای خشم ناگهانی، غیررسمی.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • blow the fuse

    blow a fuse

    این اصطلاح با a می‌آید.