spill the beans
/ˌspɪl ðə ˈbiːnz/
لو دادن راز؛ حرفی را که قرار بود مخفی بماند فاش کردن
طفره رفتن؛ حاشیه رفتن و سر اصل مطلب نرفتن
To avoid talking about the main point, usually because it is uncomfortable.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Stop beating around the bush and tell me what happened.
اینقدر طفره نرو و بگو چه اتفاقی افتاد.
He beat around the bush for ten minutes before asking for a loan.
ده دقیقه حاشیه رفت تا بالاخره درخواست وام کرد.
چرا این عبارت این معنی را میدهد؟
از شکار میآید: کارگران اطراف بوتهها را میزدند تا پرنده بپرد، بیآنکه خودشان مستقیم وارد شوند.
«طفره رفتن؛ حاشیه رفتن»
معادل است، نه ترجمه — در همین موقعیت یک فارسیزبان همین را میگوید.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
وقتی کسی برای گفتن حرف اصلی (معمولاً حرف بد یا خواستهای) دستدست میکند.
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
beat around the bushes
beat around the bush
مفرد است.
Don't beat about the bush.
Don't beat around the bush.
about بریتانیایی و around آمریکایی است؛ هر دو فهمیده میشوند.