bring up
/ˌbrɪŋ ˈʌp/
موضوعی را پیش کشیدن یا مطرح کردن؛ بزرگ کردن بچه
لو دادن راز؛ حرفی را که قرار بود مخفی بماند فاش کردن
To reveal secret information, often unintentionally or before the right time.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Don't spill the beans about the surprise party!
دربارهی مهمانی سورپرایز چیزی لو نده!
Come on, spill the beans — who's the new manager?
زود باش، بگو دیگه؛ مدیر جدید کیه؟
بین همکارانHe accidentally spilled the beans about the merger.
او ناخواسته موضوع ادغام را لو داد.
چرا این عبارت این معنی را میدهد؟
یک توضیح رایج به رأیگیری با لوبیا در یونان باستان اشاره دارد: ریختن ظرف لوبیاها نتیجهٔ پنهان را زودتر لو میداد.
«بند را آب دادن»
معادل است، نه ترجمه — در همین موقعیت یک فارسیزبان همین را میگوید.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
غیررسمی و دوستانه؛ وقتی کسی رازی را فاش میکند یا شما با شوخی از کسی میخواهید راز را بگوید.
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
spill a bean
spill the beans
همیشه جمع و با the.
spill the beans of the plan
spill the beans about the plan
موضوع راز با about میآید.