stand on your own two feet
/stænd ɑːn jʊr oʊn tuː fiːt/
روی پای خود ایستادن؛ مستقل بودن
لفت دادن؛ عمداً کند عمل کردن
To do something slowly because you do not want to do it.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
The council is dragging its feet on the new bike lanes.
شورا دارد سر مسیرهای دوچرخهی جدید لفت میدهد.
Stop dragging your feet and sign the form.
اینقدر لفتش نده و فرم را امضا کن.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای انتقاد از تأخیر عمدی، بهویژه از سوی سازمانها.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
drag your legs on the decision
drag your feet on the decision
کلمهی ثابت این اصطلاح feet است.