پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

drag your feet

/dræɡ jʊr fiːt/DRAG yer FEET

لفت دادن؛ عمداً کند عمل کردن

تعریف انگلیسی

To do something slowly because you do not want to do it.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. The council is dragging its feet on the new bike lanes.

    شورا دارد سر مسیرهای دوچرخه‌ی جدید لفت می‌دهد.

  2. Stop dragging your feet and sign the form.

    این‌قدر لفتش نده و فرم را امضا کن.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای انتقاد از تأخیر عمدی، به‌ویژه از سوی سازمان‌ها.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • drag your legs on the decision

    drag your feet on the decision

    کلمه‌ی ثابت این اصطلاح feet است.