پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB1· متوسطغیررسمی

be fed up with

/bi fed ʌp wɪð/bee FED UP with

به ستوه آمدن از

تعریف انگلیسی

To be bored, annoyed or tired of something.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. I'm fed up with this weather.

    از این هوا به ستوه آمده‌ام.

  2. She was fed up with waiting and left.

    از انتظار خسته شد و رفت.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای کلافگی از چیزی که مدت‌ها ادامه داشته.

لحن
غیررسمیInformal

برای دوستان، خانواده و گفت‌وگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • I'm fed up of waiting.

    I'm fed up with waiting.

    شکل استاندارد with است؛ fed up of فقط در گفتار خودمانی بریتانیا شنیده می‌شود.