پرش به محتوای اصلی
اصطلاحA2· مقدماتیخنثی

at first

/ət fɜːrst/ut FURST

اولش؛ در ابتدا

تعریف انگلیسی

In the beginning, before something changed.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. At first I didn't like him, but now we're good friends.

    اولش از او خوشم نمی‌آمد، ولی حالا دوست‌های خوبی هستیم.

  2. The job was hard at first.

    کار در ابتدا سخت بود.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

وقتی وضعیتی بعداً عوض شده است؛ معمولاً پشتش but می‌آید.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
A2مقدماتی

گفت‌وگوهای ساده و موقعیت‌های آشنا

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • At first, open the box. Then plug it in.

    First, open the box. Then plug it in.

    برای مرحلهٔ اول یک کار first کافی است؛ at first یعنی «اولش (که بعد عوض شد)».