don't count your chickens before they hatch
/doʊnt kaʊnt jʊr ˈtʃɪkɪnz bɪˈfɔːr ðeɪ hætʃ/
جوجه را آخر پاییز میشمارند
معمای مرغ و تخممرغ
A situation where it's impossible to say which of two things caused the other.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
You need experience to get a job, and a job to get experience — it's a chicken-and-egg situation.
برای کار تجربه میخواهند و برای تجربه کار؛ معمای مرغ و تخممرغ است.
Whether low sales caused the cuts or the cuts caused low sales is a chicken-and-egg question.
اینکه فروش کم باعث کاهش شد یا برعکس، معمای مرغ و تخممرغ است.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای مسائل علتومعلولی که آغازشان مشخص نیست.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
an egg-and-chicken situation
a chicken-and-egg situation
ترتیب ثابت است: chicken-and-egg.