فعل عبارتیB1
talk into
/tɔːk ˈɪntuː/
کسی را راضی کردن به
خنثی#گفتوگو#تصمیمگیری
To persuade someone not to do something.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
I talked her out of quitting.
منصرفش کردم که استعفا ندهد.
Nobody could talk him out of it.
هیچکس نتوانست منصرفش کند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برعکس talk into.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
talk her out of to quit
talk her out of quitting
بعد از out of فعل ing میآید.