پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

talk out of

/tɔːk aʊt əv/TAWK OWT uv

کسی را منصرف کردن

تعریف انگلیسی

To persuade someone not to do something.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. I talked her out of quitting.

    منصرفش کردم که استعفا ندهد.

  2. Nobody could talk him out of it.

    هیچ‌کس نتوانست منصرفش کند.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برعکس talk into.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • talk her out of to quit

    talk her out of quitting

    بعد از out of فعل ing می‌آید.