in a pickle
/ɪn ə ˈpɪkəl/
در دردسر؛ در مخمصه
روی همه را کم کردن (اغلب در بدی)
To be the most extreme example, usually of something bad.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
I've heard excuses, but that one takes the cake.
بهانه زیاد شنیدهام، ولی این یکی روی همه را کم کرد.
His rudeness really takes the cake.
بیادبیاش دیگر حد و مرز ندارد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای اغراق در بد بودن رفتار یا موقعیت.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
take a cake
take the cake
این اصطلاح با the گفته میشود.
take the biscuit
در انگلیسی بریتانیایی take the biscuit رایج است.