take after
/teɪk ˈæftər/
به کسی رفتن (شباهت خانوادگی)
باز کردن؛ از هم جدا کردن
To separate something into its parts.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
He took the engine apart to find the fault.
موتور را باز کرد تا عیب را پیدا کند.
The kids love taking toys apart.
بچهها عاشق باز کردن اسباببازیها هستند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای تعمیر یا کنجکاوی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
take apart it
take it apart
ضمیر بین take و apart قرار میگیرد.