ghost (someone)
/ɡoʊst/
یکهو ناپدید شدن و جواب پیام و تماس کسی را ندادن (قطع رابطه بدون توضیح)
دلخور و بدعنق (بهخاطر یک چیز کوچک)؛ ناراحت و کمی حسود
Annoyed, bitter or upset, especially about something minor or after losing.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
He's still salty about losing the game last week.
هنوز بهخاطر باخت هفتهی پیش دلخوره.
Don't be salty — it was just a joke.
بدعنق نباش؛ فقط یه شوخی بود.
She got salty when I didn't invite her.
وقتی دعوتش نکردم، دلخور شد.
Why's Sam so quiet? — He's salty because we picked the other movie.
چرا سم اینقدر ساکته؟ — دلخوره چون اون یکی فیلم رو انتخاب کردیم.
گفتوگوی دوستانهHe lost one match and was salty in the chat all night.
یه بازی رو باخت و کل شب توی چت بدعنقی میکرد.
بازی آنلاینچرا این عبارت این معنی را میدهد؟
از «شور» بودن آمده، مثل مزهٔ تلخ باخت. jump salty (یکهو تلخ شدن) از دههٔ ۱۹۳۰ در انگلیسی آفریقاییتبار آمریکا به معنی «عصبانی شدن» بود و salty بعدها با بازیهای آنلاین فراگیر شد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
خیلی غیررسمی؛ بین دوستان، در بازیهای آنلاین و شبکههای اجتماعی. برای دلخوریهای کوچک، نه غم جدی.
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
ظرافتهای معنایی و زبان طبیعی native
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
salty for the result
salty about the result
حرف اضافه about است.
She's salty about her father's death.
She's devastated by her father's death.
salty فقط برای دلخوری کوچک و کمی خندهدار است، نه غم جدی.