پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

run a tight ship

/rʌn ə taɪt ʃɪp/RUN uh TYT SHIP

سازمان را منظم و سفت‌وسخت اداره کردن

تعریف انگلیسی

To manage something with strict discipline and order.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. She runs a tight ship in the kitchen.

    آشپزخانه را خیلی منظم اداره می‌کند.

  2. He runs a tight ship, but the staff respect him.

    سفت‌وسخت اداره می‌کند، ولی کارکنان احترامش را دارند.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

در تعریف از مدیریت منظم.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • run a tight boat

    run a tight ship

    کلمهٔ ثابت این اصطلاح ship است.