jump ship
/dʒʌmp ʃɪp/
کشتی را ترک کردن؛ وسط کار رفتن
سازمان را منظم و سفتوسخت اداره کردن
To manage something with strict discipline and order.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
She runs a tight ship in the kitchen.
آشپزخانه را خیلی منظم اداره میکند.
He runs a tight ship, but the staff respect him.
سفتوسخت اداره میکند، ولی کارکنان احترامش را دارند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در تعریف از مدیریت منظم.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
run a tight boat
run a tight ship
کلمهٔ ثابت این اصطلاح ship است.