پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

rock the boat

/rɑːk ðə boʊt/ROK thuh BOHT

آب را گل‌آلود کردن؛ جوّ را به هم زدن

تعریف انگلیسی

To cause trouble by changing a settled situation.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Everyone was happy, so I didn't want to rock the boat.

    همه راضی بودند، نمی‌خواستم جوّ را به هم بزنم.

  2. She's not afraid to rock the boat when something is wrong.

    وقتی چیزی درست نیست، از به‌هم‌زدن وضع موجود نمی‌ترسد.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

وقتی کسی وضع آرام را به هم می‌زند.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • rock a boat

    rock the boat

    این اصطلاح با the می‌آید.