run a tight ship
/rʌn ə taɪt ʃɪp/
سازمان را منظم و سفتوسخت اداره کردن
همه چیز روی روال
Easy progress with no problems.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Once the permits arrived, it was smooth sailing.
وقتی مجوزها رسید، همه چیز روی روال افتاد.
The first month was hard; after that, smooth sailing.
ماه اول سخت بود؛ بعدش همه چیز راحت شد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
بعد از پشت سر گذاشتن بخش سخت.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
a smooth sailing
smooth sailing
این اصطلاح معمولاً بدون حرف تعریف میآید.
plain sailing
در بریتانیا plain sailing رایجتر است.