پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

put through

/pʊt θruː/PUT THROO

وصل کردن تلفن؛ کسی را از سختی گذراندن

تعریف انگلیسی

To connect a phone call, or to make someone experience something hard.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Could you put me through to the manager?

    می‌شود مرا به مدیر وصل کنید؟

  2. Their parents put them through college.

    پدر و مادرشان هزینه‌ی دانشگاهشان را دادند.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

در تماس تلفنی و بافت خانوادگی.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • put me through with the manager

    put me through to the manager

    برای وصل کردن تماس از to استفاده می‌شود.