پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

put all your eggs in one basket

/pʊt ɔːl jʊr eɡz ɪn wʌn ˈbæskɪt/put AWL yer EGZ in WUN BASS-kit

همه‌ی تخم‌مرغ‌ها را در یک سبد گذاشتن

تعریف انگلیسی

To risk everything on a single plan or investment.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Don't put all your eggs in one basket — apply to several universities.

    همه‌ی تخم‌مرغ‌ها را در یک سبد نگذار؛ به چند دانشگاه درخواست بده.

  2. Investing everything in one stock is putting all your eggs in one basket.

    سرمایه‌گذاری روی یک سهم یعنی همه چیز را به یک ریسک گره زدن.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای توصیه به تنوع در ریسک.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • put all the eggs in a basket

    put all your eggs in one basket

    شکل ثابت اصطلاح one basket است.