be used to
/bi juːst tuː/
عادت داشتن به
وضع بهتری داشتن
To be in a better situation, often with more money.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
You'd be better off taking the train.
با قطار رفتن به صلاحت است.
They're much better off since they moved.
از وقتی اسبابکشی کردهاند وضعشان خیلی بهتر است.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای مقایسهٔ دو وضعیت یا توصیه.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
You'd be better of taking the train.
You'd be better off taking the train.
املای درست off است، نه of.