up to date
/ʌp tə deɪt/
بهروز
Without a job.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
He's been out of work since March.
از ماه مارس بیکار است.
Thousands were out of work after the factory closed.
بعد از تعطیلی کارخانه هزاران نفر بیکار شدند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای کسی که شغل ندارد.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
He's out of job.
He's out of work.
برای «بیکار» out of work یا out of a job بگو.