out of the question
/aʊt əv ðə ˈkwestʃən/
اصلاً امکان ندارد
Not working (of a machine); in British English, also unacceptable behaviour.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
The lift is out of order again.
آسانسور باز خراب است.
Sorry, this machine is out of order.
ببخشید، این دستگاه از کار افتاده است.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
روی تابلو و دستگاهها؛ در بریتانیا برای رفتار ناپسند هم.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
The machine is out of work.
The machine is out of order.
out of work یعنی «بیکار» و برای آدمهاست.