پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB1· متوسطخنثی

out of order

/aʊt əv ˈɔːrdər/OWT uv OR-der

خراب؛ از کار افتاده

تعریف انگلیسی

Not working (of a machine); in British English, also unacceptable behaviour.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. The lift is out of order again.

    آسانسور باز خراب است.

  2. Sorry, this machine is out of order.

    ببخشید، این دستگاه از کار افتاده است.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

روی تابلو و دستگاه‌ها؛ در بریتانیا برای رفتار ناپسند هم.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • The machine is out of work.

    The machine is out of order.

    out of work یعنی «بیکار» و برای آدم‌هاست.