every other
/ˈevri ˈʌðər/
یکی در میان
اینور و آنور؛ رفتوبرگشت
Moving in one direction and then the other, many times.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
He was walking back and forth in the hallway.
داشت توی راهرو اینور و آنور میرفت.
We emailed back and forth all week.
تمام هفته ایمیلهای رفتوبرگشتی داشتیم.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای حرکت یا گفتوگوی رفتوبرگشتی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
forth and back
back and forth
ترتیب کلمهها ثابت است.