settle for
/ˈsetl fɔːr/
به چیز کمتر رضایت دادن
To leave a subject or a painful situation behind.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
It took a year, but she moved on.
یک سال طول کشید، ولی از آن گذشت.
Let's move on to the next item.
برویم سراغ مورد بعدی.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در جلسه و در زندگی شخصی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
move on from the next item
move on to the next item
برای موضوع بعدی از to استفاده میشود.