bite your tongue
/baɪt jʊr tʌŋ/
جلوی زبان خود را گرفتن؛ حرف نزدن
جلوی خندهی خود را گرفتن
To stop yourself from laughing or smiling.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
I could hardly keep a straight face when he started singing.
وقتی شروع به خواندن کرد، بهزور جلوی خندهام را گرفتم.
She told the joke with a completely straight face.
لطیفه را با قیافهای کاملاً جدی تعریف کرد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
وقتی موقعیتی خندهدار است اما نباید بخندید.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
keep a serious face
keep a straight face
صفت ثابت این اصطلاح straight است.