in favor of
/ɪn ˈfeɪvər əv/
موافقِ؛ به نفعِ
Shared by two or more people or things.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
We have a lot in common.
وجه مشترک زیادی داریم.
The two cities have nothing in common.
این دو شهر هیچ شباهتی به هم ندارند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای شباهت آدمها و چیزها.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
We have many common things.
We have a lot in common.
برای «اشتراک داشتن» have ... in common طبیعی است.