off the top of my head
/ɔːf ðə tɑːp əv maɪ hed/
همینطوری و بدون فکر قبلی؛ فیالبداهه
دیوانهوار عاشق
Completely and suddenly in love with someone.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
They met in June and by August he was head over heels.
خرداد با هم آشنا شدند و تا مرداد او دیوانهوار عاشق شده بود.
She fell head over heels for a guy she met on holiday.
دل به پسری داد که در سفر با او آشنا شده بود.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای عشق شدید و ناگهانی، معمولاً در اوایل رابطه.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
head over hills in love
head over heels in love
کلمهی درست heels (پاشنه) است، نه hills.