give someone a hand
/ɡɪv ˈsʌmwʌn ə hænd/
به کسی کمک کردن
دستم بسته است؛ کاری از دستم برنمیآید
Unable to act because of rules or circumstances.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
I'd love to give you a refund, but my hands are tied.
دلم میخواهد پولت را پس بدهم، ولی دستم بسته است.
The judge said her hands were tied by the law.
قاضی گفت قانون دستش را بسته است.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای توضیح اینکه به دلیل قوانین نمیتوانید کمک کنید.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
my hands are tight
my hands are tied
کلمهی درست tied (بسته) است، نه tight (تنگ).