go away
/ɡoʊ əˈweɪ/
دور شدن؛ به سفر رفتن؛ برطرف شدن
To fail to keep a promise.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
You can't go back on your word now.
حالا نمیتوانی زیر قولت بزنی.
The company went back on its promise to hire locally.
شرکت زیر قول استخدام نیروی محلی زد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای انتقاد از بدقولی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
go back to your word
go back on your word
حرف اضافهی این فعل on است.