پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

go after

/ɡoʊ ˈæftər/GOH AF-ter

دنبال چیزی رفتن؛ تعقیب کردن

تعریف انگلیسی

To try to get something, or to chase someone.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. She decided to go after her dream job.

    تصمیم گرفت دنبال شغل رؤیایی‌اش برود.

  2. The police went after the suspect.

    پلیس مظنون را تعقیب کرد.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای هدف یا تعقیب.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • go her dream after

    go after her dream

    این فعل جداشدنی نیست.