go along with
/ɡoʊ əˈlɔːŋ wɪð/
موافقت کردن؛ همراهی کردن
To try to get something, or to chase someone.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
She decided to go after her dream job.
تصمیم گرفت دنبال شغل رؤیاییاش برود.
The police went after the suspect.
پلیس مظنون را تعقیب کرد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای هدف یا تعقیب.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
go her dream after
go after her dream
این فعل جداشدنی نیست.