پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

fall through

/fɔːl θruː/FAWL THROO

نقش بر آب شدن

تعریف انگلیسی

For a plan or deal to fail before it happens.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. The house sale fell through.

    فروش خانه نقش بر آب شد.

  2. Our holiday plans fell through at the last minute.

    برنامهٔ تعطیلاتمان در آخرین لحظه به هم خورد.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

دربارهٔ معامله و برنامه.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • they fell through the deal

    the deal fell through

    در این فعل خودِ برنامه فاعل است.