پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB2· بالاتر از متوسطخنثی

catch on

/kætʃ ɑːn/KACH ON

جا افتادن؛ فهمیدن

تعریف انگلیسی

To become popular, or to understand something.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. The idea never really caught on.

    این ایده هیچ‌وقت جا نیفتاد.

  2. He's slow to catch on, but he gets there.

    دیر می‌گیرد، ولی بالاخره می‌فهمد.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای مد و ایدهٔ تازه، یا فهمیدن.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • catch on the joke

    catch on to the joke

    برای مفعول to لازم است.