born with a silver spoon in your mouth
/bɔːrn wɪð ə ˈsɪlvər spuːn ɪn jʊr maʊθ/
بچهپولدار به دنیا آمدن
منبع درآمد مطمئن و پرسود
A product or business that produces steady profit.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
The subscription service has become the company's cash cow.
سرویس اشتراک به منبع درآمد اصلی شرکت تبدیل شده است.
Tourism is the region's cash cow.
گردشگری گاو شیرده اقتصاد منطقه است.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در کسبوکار برای محصول یا بخش پرسود.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
a cash cow business product
a cash cow
خود cash cow اسم است و به کلمهی اضافی نیاز ندارد.