on the tip of my tongue
/ɑːn ðə tɪp əv maɪ tʌŋ/
نوک زبانم است
موفق باشی (بهویژه پیش از اجرا)
Good luck, especially before a performance.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
You're on in five minutes — break a leg!
پنج دقیقهی دیگر نوبت توست؛ موفق باشی!
Break a leg at the interview tomorrow.
در مصاحبهی فردا موفق باشی.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
پیش از اجرا، سخنرانی یا مصاحبه، به جای good luck.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
break your leg
break a leg
شکل ثابت این اصطلاح break a leg است.