break a leg
/breɪk ə leɡ/
موفق باشی (بهویژه پیش از اجرا)
کسی را (به شوخی) مجبور کردن
To persuade someone to do something they are reluctant to do.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
I didn't want to come, but she twisted my arm.
نمیخواستم بیایم، ولی مجبورم کرد.
Okay, you've twisted my arm — one more slice.
باشد، قانعم کردی؛ یک تکهی دیگر.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
معمولاً به شوخی، وقتی با اصرار کسی موافقت میکنید.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
twist my hand
twist my arm
کلمهی ثابت این اصطلاح arm است.