پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

a smart cookie

/ə smɑːrt ˈkʊki/uh SMART KUK-ee

آدم باهوش و زرنگ

تعریف انگلیسی

A clever person.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. She's one smart cookie — she solved it in minutes.

    خیلی زرنگ است؛ در چند دقیقه حلش کرد.

  2. You don't have to be a smart cookie to see the problem.

    لازم نیست نابغه باشی تا مشکل را ببینی.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای تحسین دوستانه‌ی هوش کسی.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • a smart cook

    a smart cookie

    اسم این اصطلاح cookie است.