it's not rocket science
/ɪts ˌnɑːt ˌrɑːkɪt ˈsaɪəns/
کار سختی نیست؛ چیز پیچیدهای نیست
مثل آب خوردن؛ خیلی آسان
Something that is very easy to do.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
The exam was a piece of cake.
امتحان مثل آب خوردن بود.
Setting up the app is a piece of cake — it takes two minutes.
نصب اپ خیلی راحت است؛ دو دقیقه طول میکشد.
چرا این عبارت این معنی را میدهد؟
از مسابقههای رقص قرن نوزدهم در آمریکا میآید که جایزهٔ برنده یک کیک بود؛ cakewalk هم از همانجا به معنی «کار آسان» ماند.
«مثل آب خوردن»
معادل است، نه ترجمه — در همین موقعیت یک فارسیزبان همین را میگوید.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در محاوره برای گفتن اینکه کاری خیلی ساده بود یا خواهد بود.
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
گفتوگوهای ساده و موقعیتهای آشنا
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
It was piece of cake.
It was a piece of cake.
حرف تعریف a حذف نمیشود.