not worth a hill of beans
/nɑːt wɜːrθ ə hɪl əv biːnz/
پشیزی نمیارزد
موضوع داغ و دردسرساز
A controversial issue nobody wants to deal with.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Immigration has become a political hot potato.
مهاجرت به یک موضوع داغ سیاسی تبدیل شده است.
The managers passed the problem around like a hot potato.
مدیرها مشکل را مثل سیبزمینی داغ دستبهدست کردند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای مسائل جنجالی که همه از آن فرار میکنند.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
a hot potatoes issue
a hot potato
با a اسم مفرد میآید.