پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

a fish out of water

/ə fɪʃ aʊt əv ˈwɔːtər/uh FISH OWT uv WAW-ter

مثل ماهی بیرون از آب؛ معذب در محیط ناآشنا

تعریف انگلیسی

Someone who feels uncomfortable in an unfamiliar situation.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. At the tech conference I felt like a fish out of water.

    در کنفرانس فناوری مثل ماهی بیرون از آب بودم.

  2. He was a fish out of water in the big city.

    در شهر بزرگ کاملاً غریبه و معذب بود.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای احساس بیگانگی در محیطی ناآشنا.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • a fish outside the water

    a fish out of water

    شکل ثابت اصطلاح out of water است.