پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

a big fish in a small pond

/ə bɪɡ fɪʃ ɪn ə smɔːl pɑːnd/uh BIG FISH in uh SMAWL POND

آدم مهم در جای کوچک

تعریف انگلیسی

Someone important only within a small group or place.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. In his hometown he was a big fish in a small pond.

    در شهر خودش آدم مهمی بود، اما فقط در همان جای کوچک.

  2. She left the small firm because she was tired of being a big fish in a small pond.

    از شرکت کوچک رفت چون از مهم بودن در جای کوچک خسته شده بود.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای مقایسه‌ی اهمیت فرد نسبت به اندازه‌ی محیطش.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • a big fish in a little pool

    a big fish in a small pond

    شکل ثابت اصطلاح small pond است.