a silver lining
/ə ˈsɪlvər ˈlaɪnɪŋ/
روزنهی امید در دل مشکل
Someone's real character, especially when it is unpleasant.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
He showed his true colors when the money ran out.
وقتی پول تمام شد، ذات واقعیاش را نشان داد.
Crises reveal people's true colors.
بحرانها ذات واقعی آدمها را رو میکنند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
اغلب با بار منفی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
show his true color
show his true colors
colors جمع است.