پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

the underdog

/ði ˈʌndərdɔːɡ/thee UN-der-dawg

طرف ضعیف‌تر (که انتظار برد از او نمی‌رود)

تعریف انگلیسی

The person or team expected to lose.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Everyone loves to see the underdog win.

    همه دوست دارند ببینند طرف ضعیف‌تر برنده می‌شود.

  2. We went into the final as underdogs.

    به‌عنوان تیم ضعیف‌تر وارد فینال شدیم.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

در ورزش، انتخابات یا رقابت‌ها برای طرفی که شانس کمتری دارد.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • the under dog

    the underdog

    این کلمه سرهم نوشته می‌شود.