take it with a grain of salt
/ˌteɪk ɪt wɪð ə ˌɡreɪn əv ˈsɔːlt/
زیاد جدی نگرفتن؛ با احتیاط و شک پذیرفتن
معنای پنهان را فهمیدن؛ از لابهلای حرفها منظور را گرفتن
To understand a meaning that is not stated directly.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
She didn't say no, but reading between the lines, she's not interested.
نه نگفت، ولی از لابهلای حرفهایش معلوم است علاقهای ندارد.
You have to read between the lines of his emails.
باید معنای پنهان ایمیلهایش را بفهمی.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
دربارهی پیامهای غیرمستقیم در ایمیل، مکالمه یا سیاست.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
read through the lines
read between the lines
between ثابت است.