call the shots
/kɔːl ðə ʃɑːts/
تصمیمگیرنده بودن؛ همهکاره بودن
پارتیبازی کردن؛ از نفوذ استفاده کردن
To use influence secretly to get something done.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
His uncle pulled a few strings to get him the job.
عمویش پارتیبازی کرد تا این کار را بگیرد.
You can't just pull strings every time you want something.
نمیشود هر وقت چیزی خواستی پارتیبازی کنی.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
با لحن انتقادی یا بیطرف دربارهی نفوذ پنهان.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
pull the strings for him
pull strings for him
در معنای پارتیبازی معمولاً بدون the میآید؛ pull the strings یعنی از پشت پرده کنترل کردن.