پرش به محتوای اصلی
کالوکیشنB2· بالاتر از متوسطخنثی

make a point of

/meɪk ə pɔɪnt əv/MAYK uh POYNT uv

حتماً و آگاهانه کاری را انجام دادن

تعریف انگلیسی

To make sure you do something because you think it is important.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. I make a point of calling my grandmother every Sunday.

    هر یکشنبه حتماً به مادربزرگم زنگ می‌زنم.

  2. He made a point of thanking everyone.

    حتماً از همه تشکر کرد.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای کاری که آگاهانه و با اهمیت دادن انجام می‌شود.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • make a point to calling

    make a point of calling

    بعد از make a point of فعل ing می‌آید.