take a walk
/teɪk ə wɔːk/
قدم زدن
حتماً و آگاهانه کاری را انجام دادن
To make sure you do something because you think it is important.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
I make a point of calling my grandmother every Sunday.
هر یکشنبه حتماً به مادربزرگم زنگ میزنم.
He made a point of thanking everyone.
حتماً از همه تشکر کرد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای کاری که آگاهانه و با اهمیت دادن انجام میشود.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
make a point to calling
make a point of calling
بعد از make a point of فعل ing میآید.