at the latest
/ət ðə ˈleɪtɪst/
حداکثر تا
Needing or trying to do something quickly.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Sorry, I can't talk — I'm in a hurry.
ببخشید، نمیتوانم حرف بزنم؛ عجله دارم.
She left in a hurry and forgot her keys.
با عجله رفت و کلیدهایش را جا گذاشت.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
وقتی وقت کم است یا کاری را با شتاب انجام میدهی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
گفتوگوهای ساده و موقعیتهای آشنا
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
I'm hurry.
I'm in a hurry.
hurry اینجا اسم است؛ I'm hurry غلط است.