grin from ear to ear
/ɡrɪn frəm ɪr tə ɪr/
نیش تا بناگوش باز
دل تو دل نبودن؛ قلب در دهان
To feel extremely nervous or frightened.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
I had my heart in my mouth as the plane landed in the storm.
وقتی هواپیما در طوفان فرود آمد، دلم توی دهانم بود.
She watched the final penalty with her heart in her mouth.
با دلهرهی تمام پنالتی آخر را تماشا کرد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای لحظههای پرتنش کوتاه.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
have your heart on your mouth
have your heart in your mouth
حرف اضافهی این اصطلاح in است.