burn the midnight oil
/ˌbɜːrn ðə ˌmɪdnaɪt ˈɔɪl/
تا دیروقت شب کار یا مطالعه کردن
بیشتر از حد انتظار تلاش کردن؛ سنگ تمام گذاشتن
To make more effort than is expected of you.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
She always goes the extra mile for her clients.
او همیشه برای مشتریهایش سنگ تمام میگذارد.
The hotel staff went the extra mile to make us comfortable.
کارکنان هتل بیشتر از انتظار تلاش کردند تا راحت باشیم.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای تحسین کسی که فراتر از وظیفهاش کار میکند؛ در ارزیابی کاری و نظرات مشتری.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
go an extra mile
go the extra mile
حرف تعریف the ثابت است.