پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

go off

/ɡoʊ ɔːf/GOH AWF

منفجر شدن؛ زنگ زدن؛ فاسد شدن

تعریف انگلیسی

To explode, to ring (an alarm), or to become bad (food).

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. My alarm went off at five.

    ساعتم پنج زنگ زد.

  2. The milk has gone off.

    شیر فاسد شده است.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

معناهای مختلف دارد؛ معنای فاسد شدن بریتانیایی است.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • the alarm went of

    the alarm went off

    املای درست off است.

بریتانیایی یا آمریکایی؟

American

go bad

در آمریکا برای فاسد شدن غذا go bad گفته می‌شود.